آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
159
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
خاندان ساسانى نخستين دودمان از دودمانهاى هفتگانه محسوب ميشد « 1 » . پنج دودمان ممتاز ديگر را نام چنين بوده است . كارن پهلو ، سورن پهلو « 2 » ، اسپاهبذ پهلو ، اسپندياذ ، مهران و دودمان هفتمين گويا زيك « 3 » بوده است « 4 » . بنابر روايت طبرى ( نلدكه ، ص 437 ) ، كارن در حوالى
--> دشمن كراسوس بود و لشكركشى كراسوس بايران در زمان سلطنت پدر و سلف فرهاد چهارم صورت گرفت . ولى بهر حال ثابت شده است ، كه اين سه خاندان مدتها قبل از ظهور ساسانيان از تيولداران و امراى بزرگ بودهاند . انتساب خانواده اسپندباذ باشكانيان محققا بعدها جعل شده است ، يعنى اوقاتيكه تاريخ حقيقى اشكانيان از خاطرهها محو شده بود ؛ در سلسله نسب يكى از افراد اين خاندان ( مهر نرسه ، نگاه كنيد طبرى ، ص 69 - 868 ؛ نلدكه ، ص 109 ) بنام دارا ( داريوش سوم ) و پسرش كىاشك برميخوريم ( يعنى ارشك ، كه عنوان پادشاهان باستانى كوى Kavi ياكى را بدان افزودهاند ) و سپس چند نام ديگر ديده مىشود ، كه تعلق بخاندان اشكانى نداشتهاند ( كلمه سىسنبروه Sisanabruh تحريفى است از سنتروك Sanatruk و بمشابهت كلمه ما قبل آن ، كه سيسبذ Sispadh بوده ، باينصورت درآمده بعلاوه شجره نسب سوخراى قارنى ، كه در طبرى ، ص 78 - 877 ، نلدكه ، ص 28 - هست ، همچنين علايمى دارد ، كه ميتوان گفت در ازمنه بعد تنظيم يافته است و بالنسبه جديد است و به اين قياس ميتوانيم بگوييم ، كه انتساب خاندان مهران نيز باشكانيان مجعول است . بدون شك قول ماركوارت صحيح است ، كه گويد ، كه منشاء ميلاذ ، پهلوان داستانى ، بيكى از شاهزادگان يا شاهان اشكانى ، كه مهرداد نام داشتهاند ، ميرسد ، اما از اين نكته نبايد چنين نتيجه گرفت ، كه انتساب خانواده مهران بگرگين پسر ميلاذ دلالت بر تعلق آن خانواده بيكى از مهردادهاى تاريخى دارد . ( 1 ) - شاهزاده پيروز ، برادر شاپور اول ، اواسپوهرى ساسانگان ميخواندهاند ، ر ك هرتسفلد ، پايكولى ، ص 45 و 49 . ( 2 ) - در كتاب فوستوس بيزانسى به دوسورن برميخوريم ، كه پارسيگ لقب داشتهاند و ظاهرا متعلق بشعبه صغراى سورن پهلو بودهاند . ( 3 ) - Zik ( 4 ) - بنابروايت مناندرس ، زيح Zihh يكى از مقامات بسيار عالى ايرانيان بوده است